مثل گل های ترک خورده ی کاشی شداه ام/بعد تو پیر که نه/من متلاشی شده ام - تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 3:22
دیگر احتمال بازگشتن تو لطیفه ایست که دوستان قدیمی مرا با آن دست می اندازند و آنفدر در خلاء غیبتت مرده ام که هبچ زنگ تلفنی مرا از جا نمی پراند...
و اما من... - تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 3:22
و اما من... بخاطر می آروم... چشم هایت را خنده هایت را صدایت را حرف هایت گرمی دست هایت دویدن هایت نفس هایت قهرهایت شعرخواندن هایت... ناراحتی هایت را... نگرانی هایت قرارهایمان... بدقولی هایم را...بدقولی هایم را...بد قولی هایم...بد قولی ها...بد قولی...بد قول...بد... من بخاطر می آورم که روز میلادت در کد...
ولی آهسته می گویم خدایا...بی اثر باشد - تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 3:22
اگر برای ابد هوای دیدن و خواستن تو نیافتد از سر من چه کنم...؟
دل بی تو به جان آمد... - تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 3:22
واژه هایم بی تو گل های آفتابگردانند در روزهای ابری...
یادت...یادت...یادت...امان از یادت... - تاریخ: 1397/2/27 ساعت: 19:48
حرفی بزن... سخنی... نشانه ای... ... مگر میشود عشق فراموش شود؟!  |+| نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان ۱۳۹۶ساعت &nbsp توسط ...  |  Let's block ads! (Why?)
...من، دل سپرده بودم - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 2:43
به دوست داشتنت مشغولم همانند سربازی که سالهاست در مقری متروکه بی خبر از اتمام جنگ نگهبانی می دهد... |+| نوشته شده در جمعه چهاردهم آبان ۱۳۹۵ساعت توسط ... |
با توام ای لنگر تسکین - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 2:43
...تو که باشی ، حتی جمعه یادش می رود دلگیر باشد...
با تو بودن ز همه دست کشیدن دارد... - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 2:43
وقتی تو نخوانی دیگر چه فرقی میکند یک هفته ننویسم، یک ماه ننویسم یا یک سال... وقتی تو نظر ندهی، دیگر چه اهمیتی دارد که چطور بنویسم...با وسواس یا بدون دقت... تو که نیستی ، همه ی "من" نیست... به شمعدانی ها نگاه میکنم حال آن ها هم خوب تر از من نیست این دنیا، عیشش با نیشش جمع شده... |+| نوشته شده در چهار...
هر لحظه منتظرم... - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 2:43
مثل قطارهای هند هر لحظه منتظر حادثه ام...!! یا به مقصد میرسم یا واژگون خواهم شد .. |+| نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۶ساعت &nbsp توسط ... |
و اما "تو"... - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 2:43
نازی ها تانک داشتند روس ها توپ انگلیسی ها با لبخند گندمزارهایمان را درو کردند! و اما"تو" از کدام کشوری که با دست خالی مرا غارت کردی!! |+| نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت توسط ... |
دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 21:40
سلام ... روزی که برگردی قطعا از من خواهی پرسید این عصا و این عینک چیست؟ اما من هرگز ار روزهای بی باران با تو چیزی نمیگویم... ........# حال من بعد از تو حال دانش آموزیست که خسته از تکلیف شب خوابیده روی دفترش
برگرد، بی تو هیچ خلیجی قشنگ نیست... - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 21:39
با قطار خاطره ها می آیی.... .... اما نا امید نیستم خدا را چه دیدی شاید...
کجایی عزیزم؟...عزیزم کجایی؟ - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 21:39
باران می بارد و من تمام روز را بی چتر به تو فکر میکنم
تو خود معجزه ای... - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 21:39
ترس از دست دادنت مثل ليوان آبيست كه در دستان كوچك كودكی من مدام ليز می خورد
...دل من را ببخش - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 21:39
من فکر میکنم الکساندر هم عاشق بود که تلفن را اختراع کرد وگرنه به عقل هیچ آدم عاقلی نمیرسد که میتوان حضور گرم کسی را از سیمهای سرد تلفن عبور داد...
بی دل شده ام... - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 21:39
برای شانه های شهر متروکی شبیه من تکانهای گسل یکدفعه و ناگاه تر بهتر ................. هیچ نمیتوانم بگویم و کاش میشد تمام حرفهای نگفته ام را بزنم و بعد راه بروم آنقدر که از پا در بیایم ....
جای خالی "تو" - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 21:39
طوبا خانم که فوت کرد « همه » گفتند چهلم نشده حسین آقا می رود یک زن دیگر می گیرد. سه ماه گذشت و حسین آقا به جای اینکه برود یک زن دیگر بگیرد، هر پنجشنبه می رفت سر خاک. ماه چهارم خواهرش آستین زد بالا که داداش تنهاست و خواهر برادرها سرگرم زندگی خودشان هستند، خیلی نمی رسند که به او برسند. طلعت خانم را نش...
همین قدر ممکن...! - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 21:39
اینکه دوستم داشته باشی مثل این است که عابری در پیاده رو ناگهان در آغوشم بگیرد همین قدر بعید... همین قدر ممکن!
شیدایی... - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 21:39
مانند آن ماه که هر شب توی دل برکه می نشیند من سالهاست نزدیکت ایستاده ام از دور...
دریا همه عمر خوابش آشفته ست... - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 21:39
ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود وان دل که با خود داشتم با دلستانم می رود من مانده ام مهجور از او درمانده و رنجور از او گویی که نیشی دور از او در استخوانم می رود ...او می رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان دیگر مپرس از من نشان گوبی نشانم می رود ... در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن من خود به چ...

برچسب‌های مرتبط

دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشوی | دل من تنگ تو شد كاش كه پيدا بشوي | برگرد بی تو من حسی ندارم | برگرد بی تو تنهام | برگرد بی تو میمیرم | برگرد بی تو خیلی تنهام | برگرد بی تو تنهام مهدی احمدوند | برگرد بی تو تنهام دلگیر شده دنیام | برگرد بی تو سرده دستام | بیا برگرد بی تو تنهام